روزانه های کیزاد


یک سایت دیگر از کیزاد

نویسنده: کی‌زاد در ۳۰ مرداد , ۱۳۸۹

Kayzad: آی دزد!! ;-) ظهر مامان جون دید که اول به پای مامانی (مامان بزرگم) نگاه کردم بعد پای مامان جون، رفتم دمپایی مامان جون رو از پای مامانی دراوردم و بردم دادم به مامان جونم.


برچسب ها: , , ,
نوشته شده در روز گذشت | بدون نظر »

نویسنده: کی‌زاد در ۳۰ مرداد , ۱۳۸۹

kayzad-language: بادُن= باز کن (برای باز کردن در بطری و اسپری و ..) // بدین= بده // می= شیر // (پخش زنده) // من= بده به من // باجی= احتمالا بابا جون // آدی= هادی (بابا بزرگ)
اَ دُ= الو (تلفن) // ماما= مامان

نوشته شده در زبان مادری | بدون نظر »

نویسنده: کی‌زاد در ۳۰ مرداد , ۱۳۸۹

Kayzad: بابایی رو مجبور کردم دوباره ازتوی پارکینگ ماشینو دربیاره و منو پشت فرمون روی پاش، ببره دو سه تا کوچه بگردونه. خوشبختانه توی کوچه هامون پرنده پر نمیزنه. در ضمن قان قان هم دراوردم که مامان جون متعجب شد


برچسب ها: , ,
نوشته شده در روز گذشت | بدون نظر »

نویسنده: کی‌زاد در ۲۹ مرداد , ۱۳۸۹

Kayzad: یه ساعت قبل زدم و یکی از شمعدونهای عروسی مامان جون رو به دیار باقی فرستادم. بعد هم رکورد لیوانهای شکسته رو ارتقا دادم.
بدخواه مدخواه داری فقط اسم و آدرس!


برچسب ها: , , , ,
نوشته شده در روز گذشت | بدون نظر »

نویسنده: کی‌زاد در ۲۷ مرداد , ۱۳۸۹

Kayzad: بابایی لباشو میاره جلو میگه بوس بده
من میدوم سمت مامان تا بوس بدم ;-)


برچسب ها: , ,
نوشته شده در روز گذشت | بدون نظر »

نویسنده: کی‌زاد در ۲۴ مرداد , ۱۳۸۹

Kayzad: دیروز باباییم یه میله بارفیکس و یه تاب خرید و ظهر نزدیک به دو ساعت من تاب بازی کردم و باز هم عصر نیم ساعت.
من عاشق تاب بازیم. این موضوع یه هفته قبل وقتی برای اولین بار رفتیم پارک تاب بازی کشف شد.


برچسب ها: , ,
نوشته شده در روز گذشت | بدون نظر »